كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
742
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بود بر سنگهاى تراشيده نگاشتند تا خلايق روزگار به ديدهء اعتبار صورت آن كارزار مشاهده نمايند و كمال قدرت الهى دريابند و تسخير مملكتى كه در خيال سلاطين گذشته نگذشته و اسكندر بدان كشور دست نيافته عنايت پروردگار پيش همت صاحبقران كامكار آسان ساخته . نظم ز شاهان كسى فتح كتور نكرد * چگويم ز دارا سكندر نكرد مصرع دولت اين كارها كند آسان ذكر فرستادن صاحبقران دينپرور محمد آزاد را به تفحّص حال اميرزاده رستم و برهان اغلان و مراجعت از حرب كتور اميرزاده رستم و برهان اغلان كه با بهادران اللّه داد و اسمعيل و سونج تيمور و بخشى و دولتشاه و آدينه و شيخ حسن قوچين و صاين تيمور و شمس اردوشاه و هريملك از موضع برمان به موجب فرمان از راه دست چپ به جانب كتور و سياهپوشان رفته بودند ، از راههاى دشوار ، بعد از مشقّت بسيار ، به قلعهء سياهپوشان رسيدند و كسى را نديده آوازى نشنيدند . امّا پى تازهء بىاندازه يافتند كه به راهى شتافته بودند . آن پى گرفته به درهاى تنگ در رفتند و بعضى گذشته و جمعى غافل فرود آمده ناگاه سياهپوشان چون رعد خروشان [ از كمين بيرون جستند و فوجى از لشكر منصور به تيغ و تير خستند و برهان اغلان با جمعى بىدلان ياغى را نديده جيبا انداخته جستند و ياغى دلير ] « 1 » از قفا درآمده تيرباران كرد و شكست بر لشكر افتاد .
--> ( 1 ) . ك ندارد .